رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 18 روز سن داره

رادین ثمره پاییزی عشقمون

دل نوشته......

1390/7/18 21:22
357 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرم....

امشب داشتم یه برنامه ای رو میدیدم که همه صحبتش در مورد این بود که ما پدر و مادرا ضامن و مسئول آینده بچه هامون هستیم.

بعد از دیدن این برنامه نمی دونم چرا اینقدر دلم گرفت......

دارم به این فکر میکنم، من که باعث به وجود اومدن تو شدم چقدر میتونم آینده اتو بسازم؟

چقدر میتونم از خودم برای تو، تویی که باعث وجودت من بودم، بگذرم؟...... چقدر میتونم مثل مامانی فداکاری داشته باشم تا تو به ثمر برسی و این به ثمر رسیدن تو بشه افتخار یه عمر زندگی من......

هنوز نمیتونم تا این حد فداکاری رو درک کنم...... که از جوونی، سلامت، لذتهای زندگی و خیلی چیزای دیگه که حتی من هنوز درکش نکردم بگذره برای اینکه دخترش توی زندگیش احساس هیچ هیچ هیچ کمبودی نداشته باشه و لذت بچه اش براش بزرگترین لذت دنیا باشه.این باشه تمام دلخوشیش توی زندگی..........

از خدا میخوام قدرت این همه از خودگذشتی رو بهم بده.چون من مسئول زندگی آینده تو هستم.

من تو رو به این دنیایی آوردم که توش پر از فراز و نشیب، آدمای خوب و بد، خوبیها و بدیها، عشق و نفرت، راه درست و غلط و هزاران دوراهی دیگه هست........

نمیدونم این دست و پاهای کوچولوت که الان داره تو دلم تکون میخوره و من کلی لذت میبرم کدوم یکی از این دوراهی ها رو انتخاب میکنه؟

با این دستای کوچولوت چه کارایی رو انجام میدی؟

با این پاهای کوچولوت توی چه راه هایی قدم بر میداری؟

با این مغز کوچولوت به چه چیزایی فکر میکنی؟

خدایا کمکم کن بتونم در کنار حمیدرضا جونم رادینمو جوری بزرگ کنم که همیشه بهترینها رو انتخاب کنه.......خدایا بهترینهایی که از نظر تو براش بهترینه........

خدایا بهم توانایی بده که بتونم این بهترین هدیه ات رو به بهترین شکل در راه کمال هدایت کنم.....

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

farnaz
19 مهر 90 0:15
یاسمن جونم الهی فدات شم که انقده احساس مسئولیت میکردی و میکنی.مطمئنا رادین جون با خواست خدا به این دنیا اومده و صلاحیتشو حتما داشتی که خدا این هدیه قشنگو بهت داده.پس مطمئن باش لیاقت تربیت صحیح رو داری و یه فرد مفید و موفق تو این جامعه خواهد بود .
دوستت دارم رادین جونم . بوس بوس

مرسی عزززززززززززیززززززززم.
مریم مامان پندار
22 مهر 90 15:43
سلام عزیزم خوبی؟
حالتو درک میکنم منم وقتی پندار هنوز نیومده بود این دلنگرانی ها رو داشتم
مطمئنم بهتری مامان دنیایی برا رادین عزیزم

امیدوارم مریم جون.
مامان راد ین
25 مهر 90 12:06
سلام مامان یاسمن خوبی من واقعا این همه احساس مسئولیت رو تحسین میکنم و دقیقا حرف هایی رو که زدی درک میکنم ولی وقتی به سلامتی رادینت به دنیا اومد میبینی هیچ خوشی به غیر از خوشی رادین برات خوشی واقعی نیست و از عمق وجودت این رو احساس خواهی کرد خواب و خوراک و خوشی وقتی معنی پیدا میکنن که رادینت راحت و سالم و خوش باشه .انشالله رادین هم مثل اسمش جوانمرد و با همت و درستکار باشه به امید خدا انشاالله
با اجازت وبلاگ رو اد میکنم و منتظر رادین جون هستم تا عکس های نازشو ببینم

ممنونم عزیزم.
حتما وقتی دنیا بیاد توی اولین فرصت عکساشو میزارم.

الهه
27 مهر 90 0:01
یاسمن جونم بدون که اگه از حالا داری احساس مسئولیت میکنی یعنی یک مامان خوب و مسئول هستی و مطمئناٌ خدا کمکتون میکنه و قطعا رادین قدر پدر و مادر به این خوبی رو میدونه بی صبرانه منتظر رادین کوچولو هستم
باران اردیبهشت
27 مهر 90 11:15
مامان یاسمن همه مامانا وقتی نی نی شون میاد خودشون فراموش میکنن این تو ذات همه مامانا هست همین الان که روی ماهه پسری رو ندیدی همش تو فکرشی و براش همه کار میکنی چه برسه بعد که دنیا بیاد نگران نباش و بسپرش دست خدا اون از همه ما بیشتر مواظبش هست

خدا کنه بتونم مامان خوبی باشم باران جونم.